نویسنده: جاو شینګ سفیر چین در افغانستان
سال ۲۰۲۵، هشتادمین سالگرد بازپسگیری تایوان و نیز هشتادمین سالگرد پیروزی مردم چین در جنگ مقاومت علیه تجاوز جاپان و پیروزی جنگ جهانی ضد فاشیسم است. در چنین سالی با اهمیت ژرف تاریخی، مرور ریشههای مسئلۀ تایوان و اسناد معتبر بینالمللی مربوط به آن، برای حفظ نظم پس از جنگ و تأمین صلح و ثبات منطقه اهمیت ویژه دارد.
در سال ۱۸۹۴، جاپان جنگ اول چین و جاپان را آغاز کرد و دولت چینگ را مجبور به واگذاری تایوان و جزایر پنگهو به جاپان نمود. پس از آغاز جنگ مقاومت مردم چین در برابر تجاوز جاپان، مردم چین دوشادوش هموطنان ما در تایوان، با شجاعت در برابر متجاوزان جاپانی جنگیدند و مشارکت بزرگی در پیروزی جنگ مقاومت در برابر تجاوز جاپان و جنگ جهانی ضد فاشیسم داشتند. در طول جنگ، چین، ایالات متحده و بریتانیا در سال ۱۹۴۳ اعلامیه قاهره را بهطور مشترک صادر کردند که بهطور صریح مشخص کرده بود که تمامی سرزمینهایی که جاپان از چین غصب کرده بود، از جمله شمال شرق چین، تایوان و جزایر پنگهو، باید به چین بازگردانده شود. در سال ۱۹۴۵، چین، ایالات متحده، بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی اعلامیه پوتسدام را صادر کردند که مفاد اعلامیه قاهره را دوباره تأیید میکرد و اجرای آن را بهعنوان یکی از شرایط اساسی تسلیم جاپان تعیین میکرد. جامعه بینالمللی از طریق ابزارهای قانونی باز و معتبر تصریح کرد که تایوان باید به چین بازگردانده شود. این ترتیب به بخشی جداییناپذیر از نظم بینالمللی پس از جنگ تبدیل شد.
پس از تسلیم جاپان در سال ۱۹۴۵، دولت چین در اکتبر همان سال بهطور رسمی بازپسگیری حاکمیت خود بر تایوان را اعلام کرد. پس از چند سال جنگ داخلی، دولت مرکزی جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹ تأسیس شد و جایگزین دولت جمهوری چین بهعنوان تنها دولت قانونی نماینده کل چین گردید. فرار جناح چیانگ کایشک به تایوان باعث ایجاد وضعیت طولانی مدت مواجهه سیاسی در سراسر تنگه تایوان شد. با این حال، حاکمیت چین و مرزهای سرزمینی اصلی آن بدون تغییر باقی ماند و حاکمیت آن بر تایوان بهطور طبیعی ادامه یافت.
در ۲۵ اکتبر ۱۹۷۱، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در بیستوششمین نشست خود قطعنامهٔ ۲۷۵۸ را تصویب کرد؛ قطعنامهای که «بازگرداندن تمامی حقوق جمهوری خلق چین و بهرسمیتشناختن نمایندگان دولت آن بهعنوان تنها نمایندگان قانونی چین در سازمان ملل» را بر عهده گرفت و همچنین مقرر داشت «نمایندگان چیانگ کایشک را فوراً از جایگاهی که بهطور غیرقانونی در سازمان ملل و تمامی نهادهای وابسته به آن اشغال کردهاند، اخراج کند». این قطعنامه برای همیشه مسائل سیاسی، حقوقی و رویهای مربوط به نمایندگی چین در سازمان ملل را حلوفصل کرد و تمام کشور، از جمله تایوان، را در بر میگرفت. مشروعیت، اعتبار و صلاحیت این قطعنامه فراتر از هرگونه تردید است.
پس از تصویب قطعنامهٔ ۲۷۵۸، موجی از برقراری روابط دیپلماتیک با جمهوری خلق چین آغاز شد. کشورهایی از جمله ایالات متحده و ژاپن هنگام برقراری روابط دیپلماتیک با چین، تعهدات سیاسی خود را نسبت به اصل «چین واحد» اعلام کردند. تاکنون ۱۸۳ کشور بر مبنای اصل چین واحد، روابط دیپلماتیک خود را با چین برقرار کرده و گسترش دادهاند.
اخیراً، هجدهمین جلسه کمیتهٔ دائمی چهاردهمین کنگرهٔ ملی خلق، تصمیمی برای ایجاد روز یادبود بازگشت تایوان تصویب کرد و رسماً ۲۵ اکتبر را از طریق قانونگذاری ملی بهعنوان روز گرامیداشت بازگشت تایوان تعیین نمود. این تصمیم نهتنها یکی از دستاوردهای بزرگ پیروزی مردم چین در جنگ مقاومت علیه تجاوز ژاپن و جنگ جهانی ضد فاشیسم را گرامی میدارد، بلکه عمیقترین ادای احترام را به جان باخته گان و پیشینیانی که از تمامیت ارضی چین حفاظت کردند و جان خود را برای استقلال و احیای ملت واحد فدا نمودند، به عمل میآورد.
من باور دارم که مردم افغانستان، که آنان نیز تجربهٔ مبارزهٔ دشوار در برابر تجاوز و تلاش برای دستیابی به استقلال را از سر گذراندهاند، میتوانند بهخوبی اهمیت این بخش از تاریخ را درک کنند. چین پایبندی قاطع افغانستان به اصل «چین واحد» و موضع روشن آن در مخالفت با «استقلال تایوان» را بسیار ارج مینهد. با این حال، برخی نیروهای ضدچین در عرصهٔ بینالمللی، با محاسبات سیاسی برای «استفاده از تایوان بهعنوان اهرمی علیه چین»، میکوشند با دامنزدن به ادعای «وضعیت نامشخص تایوان» و تفسیر نادرست قطعنامهٔ ۲۷۵۸ مجمع عمومی سازمان ملل، حقیقت حاکمیت چین بر تایوان را تحریف کنند. آنان تلاش دارند فعالیتهای جداییطلبانهٔ «استقلال تایوان» را تشویق و حمایت کنند، تنشها را تشدید نمایند و صلح و ثبات منطقهای و جهانی را تضعیف کنند. این تلاشها محکوم به شکست است. پایبندی جامعهٔ جهانی به اصل «چین واحد» تزلزلناپذیر است و روند زمان نیز برگشتناپذیر.
دبیرکل شی جینپینگ تأکید کرده است که: «مسئلهٔ تایوان در نتیجهٔ ضعف و آشفتگی ملت ما پدید آمد و با تحقق احیای ملی، حلوفصل خواهد شد.» حفظ دستاوردهای تاریخیِ بازپسگیری تایوان، پیشبرد توسعهٔ مشترک در دو سوی تنگه، و تحقق احیای بزرگ ملت چین، بهطور درونی به یکدیگر پیوسته و جداییناپذیرند.
اکنون که در آستانهٔ آغاز مسیر جدید برای دستیابی به «هدف دوم صدمین سالگرد» قرار داریم، مردم دو سوی تنگهٔ تایوان، با هدایت منافع برتر ملی و گامبرداشتن در کنار یکدیگر، بیتردید مأموریت تاریخیِ اتحاد دوبارهٔ چین را به انجام خواهند رساند و در کنار هم آیندهای روشن از احیای ملی را در آغوش خواهند گرفت.


























