رونما شدن تغییرات جهانی از نظر سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی بسرعت جهان را به طرف دو قطبی شدن و جنگ سرد رهبری میکند. شکست داعش در عراق،پیشرفتهای نظامی رژیم بشاراسد در سوریه، آتش بس میان طرفهای درگیر در شهر حدیده (استراتیژیک) یمن،خروج قوتهای ایالات متحده امریکا از سوریه ، خروج امریکا از پیمان «منع موشکهای هستهای میانبرد»،جنگ تجارتی میان چین و امریکا، نزدیکی روز افزون ترکیه، روسیه و ایران، تحریمها و فشارها برضد ایران،کامیابی عمران خان در چوکی صدارت پاکستان و اصلاحات درونی که حکومت پاکستان در این اواخر متوصل شده است همه بیانگر ونشانه های تغییر وضعیت در جهان است. افغانستان در میان این کشمکشها ، فراز و نشیبها ، پیروزیها و شکستها که بشکل متداول شاهد آن هستیم، چه نقشی خواهد داشت، تا برنده صلح با گروه طالبان شود.آیا طالبان در این وضعیت آشفته بازار، صلاحیت و ظرفیت تطبیق برنامه ای صلح را که مردم افغانستان مدنظر دارد در اختیار دارند؟ آیا طالبان ممثل منافع کشورهای مداخله گر در افغانستان اند یا ممثل تصامیم و اراده خود شان اند؟ چرا طالبان تکرارا تأکید بر خروج نیروهای خارجی از افغانستان دارند؟ بدون در نظرداشت رفاه و زندگی که به معیارهای انسانی توافق و یا تعارض داشته باشد؛ طالبان 60 درصد خاک افغانستان را زیر تسلط دارند؛ طالبان چه نوع شرایط و وضعیت را بالای مردم تحمیل نموده اند؟تحت یک فرضیه اگر محاسبه نمایم، که گویا تمامی خاک افغانستان تحت فرمان آنها باشد، آیا طالبان توانایی و قدرت پاسخگویی نیازمندیهای اساسی مردم را دارند؟ نقش حکومت افغانستان در برنامه صلح چیست؟ ایالات متحده امریکا در برنامه صلح افغانستان چه رویایی در ذهن دارند؟. تاجایی که عقل قاصر بنده برایم رهنمایی مینماید موضوع را اینگونه بازتاب میدهم. در جنگها معمولا تعامل بالمثل یک اصلی است که جنگ را به موفقیت طرف و شکست(تسلیمی) طرف آخرو یا برقراری صلح پایدار بنابر فشارهای جنگ بالای دوطرف می انجامد.مردم افغانستان در جنگ فعلی که در پرده ظاهر طالبان و پشت پرده کشورهای قدرتمند منطقه با حضورنظامی،سیاسی،ایدیولوژی و لوژستیکی نقش بارزی را در کشتاربیرحمانه مردم افغانستان بشکل ماهرانه ایفامیکنند و میتوان گفت که، در این جنگ متضرر درجه اول فقط مردم افغانستان است.انفجار، انتحار و قتل مردم موضوعی است که به سادگی آنرا انجام داد؛ زیرا تخریب صدها مرتبه از تعمیر آسانتر است ولی همه گروهای مخالف برای یک سال توانایی مصارفات یکی از ولایتهای افغانستان را ندارند و نیز توانایی تعمیر حتی یک مسجد را نیز ندارند. دولت افغانستان منحیث مرجع قانونی مردم در سیاستهای داخلی و خارجی مکلفیت دارد تا از منافع و مصالح مجموع مردم افغانستان چه در سطح داخلی ویا بین المللی باشد،تمثیل و حمایت نماید، بناً تعارض برجسته که میان دوهدف متجلی است موضوع تعمیر(حمایت) و تخریب است . افغانستان منحیث یک کشور کمتر توسعه یافته تاهنوز جبران ضررهای گسترده و دامن گیر تجاوز روسها را نپرداخته ، اما بشکل تحمیلی در مقابل یک دشمن مکار وظالم در همه ساحات قرار گرفته است. افغانستان تصور آنرا هم نمیکرد که از طرف کشورهای اسلامی و بخصوص توسط فرزندان این سرزمین به اینگونه چالشها مواجه شود. حکومت افغانستان یگانه مرجع قانونی ونماینده همه مردم افغانستان در مقابل پروسه صلح میباشد. هیچ دولتی و حزبی و هیچ قدرتی در افغانستان صلاحیت و ظرفیت تأمین صلح پایدار را ندارد.حکومت افغانستان زیر تهدیدات و تحت فشارهای گوناگونی قرار دارد که در این مقطع زمانی ملت و احزاب سیاسی باید به یکپارچگی و صداقت کامل از حقوق شان در مقابل بی عدالتیهای جهانی دفاع نمایند و از برنامه های صلح حمایت نمایند. عدم نشست طالبان با هیأت حکومت در امارات بیانگر اینست که کسانیکه در حمایت از مخالفین قرار دارند کمافی السابق صلح نمیخواهند و این سناریو چندین بار تکرار گردیده است. ایالات متحده میانجی است نه طرف درگیر. در جنگ طالب و حکومت خساره مند مردم افغانستان است نه امریکا نه پاکستان ونه هم امارات متحده عربی ودیگر کشورها؛ بناٌ یگانه مرجع که مکلفیت،مسوولیت و نمایندگی از خواسته های مردم افغانستان را بنماید دولت است. در نشستها باید برای همه طرفهای این معضله جایگاه در نظر گرفته شود تا مذاکرات نتیجه دهد در قدم نخست پاکستانیها و در قدم دوم طالبان بطور علنی و شفاف خواسته های خود را به طرف حکومت و امریکایها فروکش نمایند و کشورهای میانجی قضاوت عادلانه نمایند. برای مذاکرات صلح هیچ موضوع بیشتر و بهتر از شفافیت خواسته های طرفین درگیر تأثیر ندارد تا بر مبنای آن مناقشه،مناظره،مباحثه و دلایل ارائه گردد. پاکستان در بازیهای افغانستان ازتجارب عظیم برخوردار است بنا تلاش میورزد تا نقش حکومت (مردم افغانستان) را ضعیف نشان دهد وبرعکس نقش معکوس مخالفین را قوی جلوه دهد تا امتیازات اصلی را در نهایت امر تصاحب شود. طالبان میدانند که پیشبرد امور حیاتی بشر طبق معمول به اقتصاد و در آمد وابسته است، طالبان هیچگونه برنامه و ظرفیت برای تطبیق حکومت داری و برنامه توسعوی اقتصادی در اختیار ندارند؛ و به خوبی درک میکنند که اداره 35 میلیون انسان در یک کشور فقیر و جنگ زده از نظر امنیتی،استقلالیت،حفظ سرحدات(حفظ اراضی، تمامیت ارضی)، ضرورتمندیهای حیاتی مانند: موضوعات صحی،مواد غذایی، تنظیم امور زراعتی،تعاملات تجارتی،تطبیق قوانین و غیره را ندارند، بنا فشار وارد می سازد تا امریکاییان از افغانستان خارج شوند. این خروج بدین معناست که مانند سابق، غرض یک تیلفون کردن به خارج از کشور نیز مردم مظلوم افغانستان به ایران و پاکستان سفر نمایند.طالبان در این موضوع اشتباه تاریخی را برای خود ونسل آینده افغانستان روا میدارند. سیاست خارجی امریکا مبتنی بر منافع ملی او میچرخد حصول و پیگیری منافع یک امر معمول در سیاست است و هر سیاستی که منافع امریکایی ها رابوجه احسن تطبیق نماید آن را میپذیرند.این چشم انداز و دید ماست که به امریکا بد و رد میگویم و مردم نیز از جنگ به ستوه آمده اند حق دارند که از امریکا شکایت نمایند، چونکه از نظر موضوع امریکا یک کشور قدرت مند جهان است ولی از طرف دیگر امریکا منحیث یک کشور بزرگ جهانی تقریبا با 120 کشور دنیا پیمان های استراتژیک و امنیتی امضا نموده است، امریکا بنابر اهداف خاص اقتصادی و سیاستهای متغییر خارجی خود دنبال منافع خود میباشد و هرکشوری حق دارد که منافع خود را دنبال نماید.امریکا حتی در سیاست های خود با مکسیکو که در همسایگی آن قرار دارد منافع خود را دنبال میکند اشاره به موضوعات که فوقا ذکر گردید امریکا در صدد ترک افغانستان است موضوع که مطرح میگردد اینست که آیا امریکا به خواسته های مشروع مردم و حکومت افغانستان تن میدهد و یا اینکه به خواسته های پاکستان و کسانیکه به نیابت از پاکستان در افغانستان میجگند؟ پاسخ اینست که سپری شدن وقت آنرا ثابت می سازد. پاکستان نیز تاهنوزهیچ چیزی را از دست نداده است بلکه برنده میدان است. پاکستان بنابر تجارب که در بازیهای تخریب افغانستان در مدت 40 سال حاصل نموده است فعلا به قدرت یکه تاز منطقه برای منافع خود و تخریب افغانستان تبدیل شده است.باکشورهای بانفوذ اسلامی و عربی مانند عربستان سعودی،امارات متحده عربی،قطر،کویت،مالیزیا،ترکیه،اندونیزیا و غیره روابط حسنه و قابل توجه ای با پاکستان دارد. چینایی ها برای پاکستان فعالیتهای استراتیژیک مانند اسلحه سازی و بنادر تجارتی و شاهراه ها می سازد. بریطانیا حامی بزرگ برخی از سیاست های پاکستان در اروپا میباشد. امریکا نیز سالانه به ملیاردها دالر برایش سرازیر میکند. در اخیر میخواهم تأکید کنم که طالبان در یک معرض بزرگ آزمایش تاریخی سرنوشت ساز قرار دارندتا خود اختیاری،غیر وابستگی و اسلامیت خود را ثابت سازند.طالبان فرصت طلایی دارند که تمامی موضوعات پشت پرده را که تعدادی از کشورها در دنبال آن است افشا و با حکومت افغانستان صلح پایدار بر قرار نمایند در غیر مثل سابق بطور روزمره خدانخواسته شاهد قتل صدها جوان افغان در دو طرف درگیر خواهیم بود(نه امریکایی،نه پاکستانی، نه عربی،نه ایرانی و نه هم روسی ) در میان کشته شدگان خواهد بود. اگر طالبان ادعا دارند که شریعت را تطبیق مینمایند(اهلا و سهلا) مردم و حکومت افغانستان در طول 17 سال به صدها قوانین اسلامی را ترتیب،تنظیم،تدوین،تصویب،توشیح و تطبیق نموده ویکی از دستاوردهای تاریخی افغانستان تدوین قوانین است که در این سالها صورت گرفته است. مردم افغانستان صد در صد مسلمان و دین دوست اند و هیچگونه مانع اجتماعی و سیاسی برای ارشادات،تعالیم،تدریس و تبلیغ امور فقهی و دینی وجود ندارد بنا همه مردم در این گونه موضوعات حامی برنامه های طالبان اند. اگر طالبان ادعا دارند که میان کشورهای اسلامی هیچگونه حدودی و سرحدی وجود نداشته باشد؛ مردم افغانستان نیز بنابر ارشادات دینی که در متون دینی وجود دارد به این موضوع لبیک میگوید ولی در قدم نخست باید میان عربستان سعودی،قطر،امارات،کویت،الجزایر و مراکش،مصر وسودان،ایران و عراق،ترکیه و عراق و دیگر کشورهای اسلامی این موضوع عملی گردد؛ سپس افغانستان نیز جزء قلمرو کشورهای اسلامی این موضوع را با کشورهای اسلامی همسایه تطبیق خواهند نمود. اگر طالبان ادعا دارند که فساد در افغانستان از میان برداشته شود این موضوع برای حکومت و مردم افغانستان قابل درک وقابل قدر است. حکومت تمام انرژی خود را بخاطر دفاع و تأمین امنیت به مصرف میرساند اگر جنگ و برادر کشی وجود نداشته باشد یک امر طبیعی است که نهادهای حکومتی به موضوعات داخلی توجه مینمایند و به مرور زمان فساد ریشه کن میگردد. بنابر بی امنی سرحدات افغانستان برای چپاولگران و مجرمین مالی واقتصادی، مافیای بین المللی سرقت دارایی افغانستان و مفسدین باز است، پس موضوع برمیگردد به موضوع تأمین امنیت و صلح پایدار در افغانستان که چهار انگشت بطرف مخالفین اشاره دارد.مردم و اشخاص پاک طینت در داخل دستگاه دولت نیز؛ نه اینکه موضوع فساد را درک دارند بلکه انتظار دارند تا روزی فرا رسد که سرمایه سرقت شده افغانستان از بانکهای خارجی به افغانستان بازگردد و مفسدین محاکمه شوند.قرار گذاشتن شرایط دشوار از طرف طالبان در پروسه صلح،به حکومت افغانستان اهمیت نه پرداختن،به دستاوردهای مردم افغانستان چشم پوشی نمودن،خود را بیمورد بزرگ نمایی نمودن،نادیده گرفتن آرمان 40 ساله مردم افغانستان در تأمین صلح و استقرار اشتباهی تاریخی گروه طالبان است.