اتصال افغانستان به چین، دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه یک ضرورت اقتصادی است که می تواند، کشور را به رونق تجارت وشکوفایی اقتصادی برساند.
مبصر آژانس باختر، مینگارد، در شرایطی که افغانستان بهدنبال بازیابی جایگاه اقتصادی خود است، تلاشهای امارت اسلامی، برای گشودن مسیرهای مستقیم به یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان، نشاندهنده یک رویکرد هدفمند و واقعگرایانه است.
چین، بهعنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی و یکی از مهمترین تولیدکنندگان جهان، هم بازار عظیم برای صادرات دارد و هم منبع قابلاعتماد برای تأمین کالاهای مورد نیاز. دسترسی مستقیم به این کشور، میتواند همزمان دو چالش اساسی افغانستان را حل کند: فروش تولیدات داخلی و تأمین نیازهای مردم با قیمت مناسب.
در این میان، با تلاشهای پیهم امارت اسلامی، دو مسیر کلیدی در حال شکلگیری است؛ نخست، مسیر مستقیم واخان که افغانستان را از طریق یک راه زمینی به چین وصل میکند. این مسیر که سالها صعبالعبور و دور از دسترس بود، اکنون با تلاشهای جدی در آستانه تکمیل قرار دارد و میتواند به یک دهلیز استراتژیک میان کابل و پکن تبدیل شود.
دوم، مسیر ریلی از طریق آسیای مرکزی، بهویژه اوزبیکستان و قرغیزستان، که با اتصال افغانستان به چین وکوتاهسازی فاصله و کاهش هزینهها، بُعد جدیدی به ترانزیت منطقهیی میبخشد.
اهمیت این دو مسیر تنها در کاهش فاصله جغرافیایی خلاصه نمیشود، بلکه در ایجاد یک زنجیره کامل اقتصادی نهفته است؛ از تولید و بستهبندی گرفته تا انتقال و صادرات و در سوی دیگر، واردات، توزیع و عرضه در بازارهای داخلی.
فعالشدن این زنجیره میتواند میلیونها فرصت شغلی ایجاد کرده و تولیدکنندگان داخلی را به افزایش تولید تشویق کند، چرا که دیگر با محدودیت بازار مواجه نخواهند بود.
از سوی دیگر، تاجران افغان با دسترسی آسانتر به بازارهای چین، قادر خواهند بود کالاهای مورد نیاز مردم را با هزینه کمتر و کیفیت بهتر وارد کنند؛ این روند نه تنها سطح رفاه عمومی را بالا میبرد، بلکه ثبات نسبی در قیمتها را نیز بههمراه خواهد داشت.
نکته مهم دیگر، کاهش وابستگی به مسیرهایی است که همواره تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار داشتهاند. اتصال مستقیم به چین، افغانستان را از این محدودیتها رها ساخته و زمینه را برای یک تجارت آزادتر و باثباتتر فراهم میکند؛ امری که کاملاً با سیاست اقتصادمحور حکومت فعلی همخوانی دارد.
در واقع، همسایگی با چین یک فرصت استثنایی برای افغانستان است؛ فرصتی که اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند کشور را از یک اقتصاد مصرفی و وابسته، به یک محور فعال در تجارت منطقهیی تبدیل کند.
بهنظر میرسد، امارت اسلامی، این واقعیت را درک کرده و تلاش دارد با توسعه زیرساختها و گسترش دهلیزهای ترانزیتی، افغانستان را به جایگاه واقعیاش در منطقه بازگرداند.
چین، بهعنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی و یکی از مهمترین تولیدکنندگان جهان، هم بازار عظیم برای صادرات دارد و هم منبع قابلاعتماد برای تأمین کالاهای مورد نیاز. دسترسی مستقیم به این کشور، میتواند همزمان دو چالش اساسی افغانستان را حل کند: فروش تولیدات داخلی و تأمین نیازهای مردم با قیمت مناسب.
در این میان، با تلاشهای پیهم امارت اسلامی، دو مسیر کلیدی در حال شکلگیری است؛ نخست، مسیر مستقیم واخان که افغانستان را از طریق یک راه زمینی به چین وصل میکند. این مسیر که سالها صعبالعبور و دور از دسترس بود، اکنون با تلاشهای جدی در آستانه تکمیل قرار دارد و میتواند به یک دهلیز استراتژیک میان کابل و پکن تبدیل شود.
دوم، مسیر ریلی از طریق آسیای مرکزی، بهویژه اوزبیکستان و قرغیزستان، که با اتصال افغانستان به چین وکوتاهسازی فاصله و کاهش هزینهها، بُعد جدیدی به ترانزیت منطقهیی میبخشد.
اهمیت این دو مسیر تنها در کاهش فاصله جغرافیایی خلاصه نمیشود، بلکه در ایجاد یک زنجیره کامل اقتصادی نهفته است؛ از تولید و بستهبندی گرفته تا انتقال و صادرات و در سوی دیگر، واردات، توزیع و عرضه در بازارهای داخلی.
فعالشدن این زنجیره میتواند میلیونها فرصت شغلی ایجاد کرده و تولیدکنندگان داخلی را به افزایش تولید تشویق کند، چرا که دیگر با محدودیت بازار مواجه نخواهند بود.
از سوی دیگر، تاجران افغان با دسترسی آسانتر به بازارهای چین، قادر خواهند بود کالاهای مورد نیاز مردم را با هزینه کمتر و کیفیت بهتر وارد کنند؛ این روند نه تنها سطح رفاه عمومی را بالا میبرد، بلکه ثبات نسبی در قیمتها را نیز بههمراه خواهد داشت.
نکته مهم دیگر، کاهش وابستگی به مسیرهایی است که همواره تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار داشتهاند. اتصال مستقیم به چین، افغانستان را از این محدودیتها رها ساخته و زمینه را برای یک تجارت آزادتر و باثباتتر فراهم میکند؛ امری که کاملاً با سیاست اقتصادمحور حکومت فعلی همخوانی دارد.
در واقع، همسایگی با چین یک فرصت استثنایی برای افغانستان است؛ فرصتی که اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند کشور را از یک اقتصاد مصرفی و وابسته، به یک محور فعال در تجارت منطقهیی تبدیل کند.
بهنظر میرسد، امارت اسلامی، این واقعیت را درک کرده و تلاش دارد با توسعه زیرساختها و گسترش دهلیزهای ترانزیتی، افغانستان را به جایگاه واقعیاش در منطقه بازگرداند.
